غزل بدرقه پدر
تاگور در کتاب stray birds ( پرندگان آواره )شعر کوتاهی دارد . یا به قول خودش picture-poem که تحت تاثیر ترانه های کوتاه ژاپنی بخصوص هایکو haiku است . او می گوید :
در زندگی شکاف هایی به جا مانده
که از میان آن ها
آهنگ نمناک مرگ به گوش می رسد
حالا شما هم این « آهنگ نمناک مرگ » را در یک غزل از دیروزهای من بخوانید و بشنوید .
دیگر سخنی نیست . خود شعر ترجمان دلتنگی این روزهای من است .
با مهر و دوستی
مهدی خطیبی
غزل بدرقه ی پدر
چشمه چشمه آفتاب ، در صدای جاری ات
آب را سروده است ، خوی خاکساری ات
در کتاب شعر من ، شب یگانه واژه است
روشنم کن ای پدر ! با ستاره باری ات
ترس های بی کسی است ، لرزهای شانه ام
- ای دو چشم من به تو - کو نگاه یاری ات ؟
تشنه ی نوازشم ، خاک خشک خواهشم
آسمان پدر!چه شد؟ مهر و غمگساری ات
جامه های ابر را چنگ می زند دلم
گریه می کند دل از سوز سوگواری ات
بغض تلخ ابرها ، بغض گریه رنگ تو
طرح گنگ بادها ، طرح بی قراری ات
بوی عطر عشق تو ، خانه را گرفته است
تا همیشه با من است ، یاد و یادگاری ات
این غزل را می توانید از اینجا بشنوید . هر چند که ...