با درود و مهر

از بزرگواری و مهربانی یاران عزیزم سپاسگزارم که مرا خیس باران مهربانی شان کردند . از ابتدای ماه مهر تا اکنون دوستان دیده و نادیده ، شناخته و نا شناخته هر یک به زبان و بیانی شیرین مهربانی شان را نثار من کردند . هر چه می جویم کلامی درخور نمی یابم تا پاسخگوی توجه و مهرشان باشد . حکایت من و این زبان الکن در این مصرع بزرگ غزلسرای ایران نهفته است :« که در حدیث نیاید ، چو در حدیث آید»

 

مهرتان مستدام باد

 

باری... به خواهشی دوستی عزیز شعر زیر را تقدیم می کنم اگر چه مناسیتی ندارد اما پاسخی است به مهربانی و توجه یک دوست

 

بر گهواره ی صدایت

آرام می گیرم

دست هایت لالایی اند

که آرام می کند

                 اضطراب جهان را

 

با دوستی

مهدی خطیبی

مهر 1388 خورشیدی